مهندس سید ابوالفضل سجادی

از یک موجود فناناپذیر، نادان، شکاک، مطلبی بباموزیم

مهندس سید ابوالفضل سجادی

از یک موجود فناناپذیر، نادان، شکاک، مطلبی بباموزیم

مهندس سید ابوالفضل سجادی

درست میشه ، خیالت راحت
تا خدا هست ، زندگی باید کرد ...

خاطره امروزم از راحتی ای که اذیتم کرد!

يكشنبه, ۲۶ اسفند ۱۴۰۳، ۰۴:۳۷ ب.ظ

امروز با یکی از اقوام رفتیم از یک آشپزخانه غذای بگیریم برای نذری

بعدش ایشون گفت از جاده بریم (طول مسیر تقریبا دو سه برابر شد، اما میشد داخلش راحت گاز داد) منم گفتم باشه از جاده بریم.

اون بنده خدا با توجه به اینکه من پشت سرش بودم و مسیر رو بلد نبودم حدودا 120 کیلومتر بر ساعت سرعت میرفت و الا مطمئنم 150 160 رو میرفت!

بعد من خب ماشینم به ماشین ایشون نمی‌رسید! اصلا خودمم روحیه ام اونجوری نیست! من ترجیح میدم آروم برم و ترجیحا مسیر کوتاه و میانبر.

اما با شخصی مواجه بودم که ترجیح میداد تند بره حتی اگر مسیرش طولانی تر بشه.

 

میخوام بگم که نه روحیه مون مثل هم بود

نه ماشین مون 😂😂😂😂😂

 

آقا، پیر شدم من توی این مسیر

هی گاز میدادم مگه می‌رسیدم بهش

 

بعدم قربون ماشینم برم که از صد تا سرعت به بالا، در و دیوارش به اذن خدا به سخن در میان 🤣🤣🤣🤣

اما ماشین ایشون تا صد و سی تا اصلا انگار هنوز راه نیفتاده ماشین، نرم و کم صدا...

 

خب من همون اول توی مپ زدم مقصد رو، تا مدت ها که مپ میگفت برگرد و از جاده نرو و از داخل شهر برو

 

از یه جایی به بعد دیگه مسیر مپ و ما یکی شد

 

بعد حداقل پنج بار مپ میگفت دیگه از اینجا بپیچ و برو داخل شهر، من از پشت سر اون قوم مون چراغ راهنما میزدم که باید بپیچیم، باز اون بنده خدا میدیدم هنوز توی جاده ادامه می‌داد.

 

بعد از پنج شش بار دیگه بیخیالش شدم، طبق حرف مپ رفتم و دیدم ایشون باز نپیچید! اما من دیگه پیچیدم. 

 

زنگ زد که کجا موندی؟! و پل رو باید از زیرش بری... منم گفتم گم تون کردم و طبق مپ میام و بلدم مسیر رو 😭

 

آی بابا! مسیر نیم ساعته رو به یک ساعت اومدم

کلی هم سر و صدای ماشین و...

ایشون به نظرش به نفع من کار کرده بود

بالاخره من رو از مسیری برده بود با حداقل ترافیک و حداقل دست انداز

 

اما من فقط تهش فهمیدم که لطف این اتفاق، مسیر خلوتش نبود بلکه این بود که اندکی روحیاتم رو بهتر شناختم. اونجا که زورم اومد و دیگه بنا رو گذاشتم بر سرپیچی و عدم تبعیت یعنی دیگه به قطعیت رسیده بودم که من چی ام و چجوری ام و چی میخوام و چی نمیخوام. 😁

 

خلاصه که خیلی هم خودم اذیت شدم، تک تک مسیریابی مجدد های نرم افزار «نشان» یک آه حسرت کشیدم 😅🖤

 

ماشینم هم توی مسیر خلوت و بدون دست انداز، تا تونست اذیت شد و به سخن اومد و بهم شکایت کرد 🤣🖤🖤🖤

 

و الان دارم فکر میکنم کجاهای زندگی ام مطابق شخصیت و روحیاتم تصمیم گرفتم و کجاها مخالف روحیاتم...

 

خداروشکر که شر ها هم خیر اند 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳/۱۲/۲۶
ابوالفضل سجادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">